شبیه سازی یک مدل بر هم کنشی جدید خاک-تاير به روش اجزای محدود غیرخطی
(کد مقاله296)
محمد معراجی[1] ، سعادت کامگار[2] ، حسین اشرفی[3]
چکیده
روشهای مدل سازی متعددی به منظور بررسی برهمکنش تایر بر روی خاک مورد استفاده قرار گرفته شده است. با ارتقای قابلیّتهای محاسباتی رایانهها، تحلیل به روش اجزای محدود در این زمینه اهمیّت بالایی به دست آورده است. اگرچه در حال حاضر مدل سازی برهمکنش خاک- تایر به روش اجزای محدود دستخوش تحولات سریعی شده است، هنوز تلاش به منظور دستیابی به دقت و اطمینان بالاتر وجود دارد. در این مقاله، یک مدل برهم کنشی جدید تایر و خاک با نگاهی خاص به مدل اجزای محدود دوبعدی رشتههای مقاوم تایر شبیه سازی شده است. در مقایسه با سایر مدلهای موجود، هدف در این مدل جدید، یافتن یک رابطهی ریاضی برای کل تایر نیست، بلکه اجزای اصلی ساختار مکانیکی تایر مبنای کار قرار گرفته شده است. در این مقاله، نحوه مدل سازی الیاف مقاوم تایر به عنوان پیچیدهترین بخش مدل اجزای محدود دو بعدی به طور کامل بحث شده است. همچنین بازسازی مدل دیوارهی تایر به عنوان یک مادهی ابرالاستیک و مدل خاک نیز به عنوان یک مادهی الاستوپلاستیک با بیان جزئیات ارائه شده است. نتایج شبیه سازی مدل جدید بر روی خاکهای نرم که با نتایج آزمایشهای عملی مقایسه شدند، تأییدکنندهی قابلیتهای این مدل عددی میباشند.
کلیدواژه: برهم کنش خاک- تاير، روش اجزاي محدود غیرخطی، الیاف مقاوم تایر
1- مقدمه
مسئلهی بر همکنش تاير و خاک يکي از موضوعات مهم پژوهشي براي خودروسازان و محقّقين بخش مکانيک خاک ميباشد. در گذشته تحقيقاتي در اين زمينه صورت گرفته و بسته به اهداف مورد نياز و انجام فرضهاي سادهسازي شدهاي، مسئله برهمکنش تاير و خاک شبيه سازي شده و بعضاً با تغيير پارامترهاي مؤثر بر عملکرد شبيه سازي تا حدي خواستههاي مورد نياز بهينه شدند. تمام نيروهاي وارد از طرف زمين که از طریق تاير به خودرو اعمال ميشود موجب حرکت خودرو شده و راننده را قادر به کنترل مسير حرکت مينمايد، بنابراین اهميّت بهينه سازي مسئله برهمکنش تایر و خاک آن است که موجب ارتقای خصوصیات دینامیکی خودروهای خارج از جاده میشود. افزايش خصوصيات ديناميکي تاير در مبحث خودروهاي کشاورزي، افزايش توان مالبندي را به دنبال دارد. همچنین این امر موجب کاهش مقاومت غلتشي تایر شده که نتیجهی عملی آن کاهش مصرف سوخت و افزايش بازده کششي میباشد. البته ممکن است که تحقّق همزمان همه عملکردهاي مطلوب ميسر نباشد.
بايد توجه داشت که در شرايط واقعي که آجهاي تاير بر روي سطح خاک تماس پيدا ميکنند، بسياري از مدلهاي عددي که با فرض پيوستگي مواد شبيهسازي، ایجاد شدهاند توانايي مدل سازی و حل معادلات در لبههاي نوک تيز آج را ندارند و به همين دليل است که در غالب مدلهاي عددي، سطح تاير بدون برجستگی و صاف در نظر گرفته شده است. در برخی موارد براي در نظر گرفتن ناهمواریهای سطح، ضرايبي فرض شده و اين ضرايب در مدلسازی دخالت داده شده است [1].
متأسفانه عليرغم تلاشهايي که در سالهاي اخير به مسئله مدل سازی برهمکنش تاير و سطح صلب انجام شده، در زمينهي تاير و خاک کارهاي کمي به ثمر نشسته شايد علت اصلي آن، طبيعت پيچيدهي ترکيبی ابرالاستيک تاير و حل همزمان با رفتار غير خطي و تراکم پذير الاستوپلاستيک خاک است. خاک به طور طبيعي ترکيبي از سه فاز مايع، جامد و گاز است که شامل سنگهاي معدني اوليه، کانيهاي رسي، سراميکهاي دانهاي، مواد آلي، آب، نمکهاي غير قابل حل، هوا، بخار آب و ديگر گازها است. وجود نايکنواختيها در خاک موجب کاهش دقت و عدم قطعيّتها در نتايج حاصل شده ميگردد. خاک رفتاري الاستيک پلاستيک از خود نشان ميدهد یعنی هنگامي که تنش اعمال شده به آن از تنش تسليم کمتر باشد، رفتار الاستيک از خود نشان ميدهد ولي اگر تنش اعمالي بيشتر باشد، رفتار ماده تغيير ميکند و وارد مرحلهی پلاستيک شده و متناسب با تنش اعمالي سختي خاک نيز تغيير مييابد. با وجود اينکه هم اکنون در روش اجزاي محدود به منظور مدل سازی تماس در اجسام با محيط پيوستهي خطي، تئوريهايي ارائه شده است ولي در محيط غيرخطي محدوديتها همچنان وجود دارند که راه حلهاي پيچيدهاي براي حل مسئلهي تماس دو جسم غير خطي بکار ميروند. در تماس دو جسم بايد شرط عدم نفوذ در سطح مشترک همواره رعايت شود و اين در حالي است که در نظر گرفتن رابطهاي براي بيان آن دشوار است و نياز به اعمال فرضهايي برای ساده سازی دارد.
2- مدلهای برهمکنش خاک- تایر
معروفترین مدل برای شبیه سازی برهمکنش خاک- تایر، توسط بکر[4] [2] در سال 1969 میلادی ارائه شد و در سالهای بعد و توسط محققین دیگر بهبود یافت. این مدل ریاضی، علیرغم سادگی در استفاده و امکان شبیه سازی سریع کامپیوتری، در برخی موارد به خصوص در خاکهای با جریان تغییر شکل بالا، نتایج سئوال برانگیزی ارائه میدهد. مشکلات اصلی این مدل، مستقل در نظر گرفتن برهمکنش عمودی و محیطی خاک- تایر می باشد، که با وجود قابلیت استفاده در جادههای صلب، از اثرات خاک نرم بر تایر صرف نظر میشود.
با استفاده از تحلیل اجزای محدود، امکان فرض همزمان برهمکنش عمودی و محیطی خاک- تایر میسر میشود، که این قابلیت در خاکهای چسبناک، امکان در نظر گرفتن تغییر شکل در تمام راستاها را ممکن میسازد. اولین رهیافتها در محاسبهی برهمکنش خاک- تایر به روش تحلیل اجزای محدود توسط یانگ[5] و همکاران [3 و 4] انجام شد که در این تحلیل، خاک با مدل اجزای محدود بیان شد و به جای تایر، مقدار نشست و توزیع فشار تئوری جایگزین شد. رگلی3 و همکارانش [5]، مدلی دوبعدی از تایر و خاک ایجاد کردند که در آن سطح تایر دارای آجهای برجسته بوده و خاک نیز به صورت یک مادهی الاستو پلاستیک در نظر گرفته شد. این رهیافت همبستگی زیادی با مکانیسم واقعی برهمکنش داشت، اما همچنان تأثیر مهم رشتههای مقاوم تایر نشان داده نشد. علاوه بر این مقادیر تراکم خاک و نیروهای محاسبه شده در لغزشهای بالا با نتایج آزمایشها اختلاف زیادی داشتهاند. فرورز4 [6] با شبیه سازی دوبعدی، مدلی برای برهمکنش تاير رادیال و خاک ارائه کرد. در این مدل توجه بیشتری به ساختار اجزای تایر شده است و توانايي آن در مدل سازي تماس بر روی سطوح مختلف افزایش یافته است. اما این مدل توانایی شبیه سازی تایرهای بایاس را نداشته و علاوه بر آن در مدل سازی آج تایر و خاک، ساده سازیهای زیادی صورت گرفته است.
3- مدلهای تایر
با توجه به ساختار تایر بادی (شکل 1)، بخشهای اصلی تایر شامل آج، الیاف مقاوم تایر، حجم پر شده از هوا، تسمه (که فقط در تایرهای رادیال وجود دارند) و رینگ میباشند. از میان اجزای تشکیل دهندهی تایر، حجم هوای درون تایر و الیاف مقاوم تایر نقش مؤثرتری در رفتار دینامیکی و تغییر شکل تایر ایفا میکنند [6]. این دو بخش به صورت سه بعدی به روش اجزای محدود به راحتی قابل مدل سازی میباشند. مدلهای مختلف سه بعدی توانایی نشان دادن جزئیات بخشهای مختلف تایر را دارا میباشند. اما حجم محاسبات مدلهای سه بعدی به خصوص با در نظر گرفتن معادلات حاکمهی غیر خطی تایر و خاک و مسئلهی تماس بسیار زیاد میشود، لذا به دلیل اینکه در بسیاری موارد تا حد قابل قبولی امکان کاهش حجم محاسبات به فضای دوبعدی وجود دارد، میتوان با این ساده سازی، سرعت عملیات محاسباتی را تا حد زیادی افزایش داد. مدلهای دوبعدی که تاکنون به منظور شبیه سازی تایر بر روی سطح صلب بکار رفتهاند، به سه دسته اصلی تقسیم میشوند [7 و 8]. گروه اول شامل مدلهای کلاسیک فنر-دمپر میباشند که اغلب برای شبیه سازی تایر بر روی سطح صلب به کار میروند. در این مدل، ایجاد تمـاس در یک نقطه اتفاق میافتد، از اینرو
شکل 1- اجزای تشکیل دهندهی تایر
برای شبیه سازی تایر بر روی زمین تغییر شکلپذیر مناسب نمیباشند. گروه دوم دارای مرز خارجی برای تایر بوده و توانایی تماس بر روی زمین تغییر شکلپذیر را داراست ولی با توجه به رفتار مکانیکی تایر، قادر به محاسبهی تغییر شکل واقعی در قسمت تایر به خصوص در فشار کم و تغییر شکل زیاد نیستند. گروه سوم شامل مدلهای پارامتری مانند مدل پجکا میشوند. این مدلها رابطهی بسیار زیادی با شرایط واقعی دارند، زیرا با استفاده از اندازهگیری شرایط واقعی تایر ایجاد میشوند و لازم است که تایر تحت شرایط مختلف، آزمایش شود. بنابراین به منظور ایجاد یک مدل مناسب برای خاکهای مختلف، نیاز به انجام تعداد زیادی آزمایش وجود دارد.
4- فرمولبندی ریاضی رهیافت اجزای محدود
4-1- اصول کلی
اجزای تشکیل دهندهی ساختار تایر در رفتار کلی مکانیکی تایر تأثیرگذار میباشند. از این میان، الیاف مقاوم تایر که دارای حرکات قابل ملاحظه در بعد سوم میباشد، برای مدل سازی دوبعدی از اهمیّت بیشتری برخوردار میباشند. نقش الیاف مقاوم تایر در انتقال نیرو از آج تایر به رینگ بسیار مهم است. فشار درون تایر همانطور که در شکل 2 هم نشان داده شده است، باعث ایجاد کشش در رشتههای مقاوم تایر شده و وزن تایر نیز توسط همین نیروهای کششی تحمل میشود.
نیروی کششی که درون الیاف مقاوم به وجود میآید در راستای مستقیم کردن آنها صورت میگیرد، اما فشار باد داخل تایر موجب خمیده شدن راستای الیاف شده و راستای آنها را تا حد امکان به شکل قسمتی از دایره شبیه میکند. از اینرو تغییر شکل الیاف همواره در معرض تعادل بین فشار باد تایر و کشش بین رینگ و آج تایر قرار دارد. از اینرو میتوان نیروهای کشش موضعی الیاف تایر در سمت اتصال آنها به رینگ و آج تایر را با استفاده از مقدار تغییر شکل ارتفاع پیشانی تایر (h) و فشار باد تایر (p) محاسبه کرد. این مقادیر هندسی به صورت شماتیک در شکل 3 نشان داده شدهاند.
شکل2- المانهای تایر دوبعدی
شکل 3- رفتار تغییر شکل در اثر اعمال نیرو در الیاف مقاوم تایر
المانهای سازندهی الیاف مقاوم تایر دارای رفتار کشش و فشار خاص بوده و این المانها بین یک نقطه از رینگ و نقطهی متناظر آن بر روی آج قرار خواهند گرفت. رابطهی کشش و فشار در این المان، که نمودار آن در شکل 3 مشخص است، از حل همزمان دو معادلهی رابطه (1) حاصل میشود:
(1)
θ: زاويه بين امتداد مماس بر کمان و خط قائم میباشد؛ F: نيروي کشش الياف در نقطهي اتصال آنها به رينگ و آج ميباشد؛ h و hmax به ترتیب ارتفاع پیشانی در شرایط آزمایش و بیشترین مقدار تئوری پیشانی تایر میباشند؛ و P: فشار باد تایر میباشد.
قسمت لاستیکی تایر و آج نیز مانند رشتههای مقاوم از اجزای تأثیرگذار در مسئلهی برهمکنش خاک- تایر میباشد که رفتار مادی آن مطابق با مادهی ابرالاستيك میباشد. ابرالاستيك به مادهاي اطلاق ميشود كه ميتواند كرنشهاي الاستيك بزرگ را به طور برگشت پذير ارائه دهد. مواد لاستيكي و بسياري از پليمرها در اين گروه قرار ميگيرند. رفتار ساختاري اين مواد معمولاً از انرژي كرنشي مشتق ميشود. مدل ابرالاستيك برای آج با فرض همسانگرد و دما ثابت ایجاد شده است، که اين فرض امکان توصيف انرژي كرنشي را بر حسب نامتغیرهاي[6] كرنش میسر میکند. به جز برخي موارد استثنا، مواد در این مدل به طور تقريبي تراكم ناپذير فرض ميشوند.
عامل مهم و تأثیرگذار دیگر در این مسئله، خاک میباشد. برای شبیه سازی خاک از مدل الاستوپلاستيک استفاده شده است که کاربردیترين مدل در بیان رفتار مکانيکي خاک به حساب میآید. رفتار مواد در يک مدل الاستوپلاستيک، دارای سه ويژگي عمده زیر میباشد:
1- تا زماني که به محدوده پلاستيک نرسيدهايم، رفتار ماده به صورت کاملاً الاستيک خواهد بود.
2- در مدل الاستوپلاستيک يک معيار تسليم وجود دارد که در آن سطحي از تنش مشخص شده که بعد از آن جريان پلاستيک[7] در ماده در نظر گرفته ميشود.
3- رابطه بين تنش و کرنش براي رفتار بعد از تسليم بايد تغيير کند. در اين زمان، هم مؤلفهی الاستيک و هم مولفهی پلاستيک وجود خواهند داشت [9].
بنابراين، تحليل پلاستيك داراي سه ركن اساسي زیر ميباشد:
1- منحني تنش- كرنش و معيار تسليم
2- قانون جريان
3- قانون سخت شوندگي
در برخی موارد، خاک به عنوان تأثیرگذارترین عامل در مسئلهی برهمکنش تایر و خاک مطرح میشود، از اینرو یک رابطهی ریاضی مناسب که رفتار الاستو پلاستیک خاک را به خوبی نشان دهد، تضمین کنندهی صحت نتایج مدل سازی به حساب میآید.
برای مدلسازی تماس در این شبیه سازی از روش ضریب لاگرانژ استفاده شده است. در این رهیاف با مقایسهی فاصلهی دو گره که قرار است با هم تماس برقرار کنند، یک المان دو گرهای ساده در نظر گرفته میشود که در هنگام تماس دارای طول صفر یا منفی خواهند شد. این طول، ضریب لاگرانژ نامیده میشود و در معادلهی قیود دینامیکی اعمال میشود. این معادله با استفاده از روش تکرار نیوتن - رافسون[8] حل میشود [10 و 11].
4-2- معادلات حاکمه
معادلهی حاکم بر رفتار ماده باید رابطهی بین تنش و کرنش ایجاد شده در ماده را مشخص کند. روابطی که برای این منظور در مواد غیر خطی به کار میروند، در غالب موارد از اصل کار مجازی استفاده شده است. با استفاده از این اصل، تغییر مقدار انرژي كرنشي ذخیره شده در ماده، برابر با مقدار کار خارجی است که بر روی ماده انجام میشود. مقدار انرژی کرنشی ذخیره شده در آج تایر به صورت دو بعدی به شکل زیر میباشد:
(2)
در این رابطه، A: مساحت مقطع ماده و W: مقدار انرژی کرنشی ذخیره شده در آن میباشد. تانسورهای تنش و کرنش در رابطهی فوق به صورت زیر میباشند:
(3)
(4)
به دلیل بزرگ بودن مقدار تغيير شكلها، ديگر نميتوان از تنسور كرنش بينهايت كوچك استفاده نمود و علاوه بر آن در تعريف معادله ساختاري نيز بزرگ بودن تغيير شكل وارد ميشود. تئوريهايي مختلفی در مدلسازي مواد ابرالاستيك ارائه شدهاند که بسیاری از آنها از تابع انرژي كرنشي استخراج شدهاند. در این شبیه سازی از مدل موني - ریولين[9] استفاده شده است، که شايد بتوان اين مدل را معروفترين مدل ساختاري مواد ابر الاستيك دانست چرا كه به خصوص براي مدلسازي لاستيكهاي طبيعي تراكم ناپذير کاربرد فراوانی دارد. شکل انرژي پتانسيل كرنشي براي حالت 2 پارامتري به صورت زير ميباشد:
(5)
در این رابطه، (C10 , C01 , d) ثوابت مادي ميباشند، (I1, I2) ناورداهای اول و دوم بوده و( ) ژاکوبین تنسور تغییر شکل میباشد.
کار خارجی وارد بر ماده از دو بخش کار ناشی از نیروهای حجمی و کار ناشی از نیروهای مرزی تشکیل شده که روابط آنها در زیر آمده است:
(6)
(7)
در این روابط ( ) نیروهای حجمی در راستای x و y میباشند و ( ) نیروهای اعمال شده به مرز جسم در راستای x و y میباشند.
تابع انرژي پتانسيل ماده به صورت رابطهی زیر تعریف میشود:
(8)
ميتوان نشان داد که مقدار π همواره ثابت است، از اینرو با مشتق گیری، صفر شده و معادلهی حاکمه مادهی ابرالاستیک آج تایر تعیین میشود [12].
خاک در این شبیه سازی به عنوان یک مادهی الاستوپلاستیک مستقل از زمان در نظر گرفته شده است و با رسيدن به سطح تنش تسلیم، كرنش برگشت ناپذير در آن اتفاق میافتد. كرنش پلاستيك در اين حالت به مقدار تنش و تاريخچهی تنش بستگي دارد. پس از گذر از تنش تسلیم، بخشی از رفتار خاک الاستیک و بخشی دیگر پلاستیک میباشد، از اینرو در طی نمو کرنش، تغییر کرنش قابل تقسیم به دو مؤلفهی الاستیک و پلاستیک زیر میباشد:
(9)
نمو کرنش الاستیک از طریق معادلهی (2) با نمو تنش مرتبط میباشد. با توجه به اینکه تنش از دو بخش انحرافی[10] و هیدرواستاتیک تشکیل شده است، نمو کرنش الاستیک به این شکل بیان میشود:
(10)
در این رابطه، ( ) به ترتیب ضریب پواسون و مدول الاستیک خاک میباشند. نمو کرنش پلاستیک نیز متناسب با مقدار پتانسیل پلاستیک (Q) بر گرادیان تنش میباشد:
(11)
در این رابطه، (l) ضريب پلاستيك و (Q) پتانسيل پلاستيك و معرف جهت كرنش پلاستيك ميباشد. در صورتي كه تابع پتانسيل پلاستيك به عنوان سطح تسليم انتخاب شود، قانون جريان از نوع مرتبط[11] بوده كه در اين حالت جهت كرنش پلاستيك همواره در جهت عمود به سطح تسليم ميباشد. میتوان نشان داد که برابر است با:
(12)
در این رابطه، برابر با مقدار تنش انحرافی میباشد. با استفاده از روابط فوق، رابطهی حاکمهی خاک پلاستیک به صورت زیر تعیین میشود:
(13)
معيار تسليم در بارگذاري چند محوره تنش كه معرف سطح تسليم ميباشد، تابعي از تنشهاي اصلي میباشد:
(14)
در صورت فراتر رفتن تنش معادل محاسبه شده در حل الاستيك از تنش تسليم، كرنش پلاستيك ظاهر خواهد شد. در اين حالت، كرنش پلاستيك مقدار تنش را طوري كاهش ميدهد كه معيار تسليم همواره ارضا شود. معیار تسلیم برای نمونهی خاک از مدل دراکر- پراگر[12] استفاده شده است. اين معيار براي حالت قانون جريان مرتبط يا غير مرتبط پيش بيني شده است. سطح تسليم با افزايش تسليم تغيير نخواهد كرد، لذا قانون سخت شوندگي وجود نداشته و ماده از نوع الاستيك- پلاستيك كامل در نظر گرفته ميشود. تنش معادل در اين حالت:
(15)
در این رابطه، ماتریس [M] تغييرات تنش تسليم را با جهت آن بيان ميكند، (sm) تنش هيدروستاتيك، {S} تنش انحرافي و b ثابت مادي بوده که از رابطهی زیر به دست میآید:
(16)
در این رابطه، (f) زاويهی اصطكاك داخلي میباشد. اگر تنش معادل که از رابطهی فوق حاصل شد از تنش تسلیم که در معیار دراکر- پراگر از رابطهی (17) حاصل میشود، بیشتر شود، خاک از خود رفتار پلاستیک نیز نشان خواهد داد.
(17)
که در آن (C) ضريب چسبندگی میباشد. تابع تسلیم که مقدار آن بر روی مرز تسلیم برابر با صفر است، به صورت رابطهی زیر تعریف میشود:
(18)
با مشتق گیری از تابع تسلیم، مرز تسليم به صورت رابطهی زیر تعیین میشود:
(19)
با تعیین مرز تسلیم، محدودهای از خاک که رفتار الاستیک یا رفتار پلاستیک از خود نشان میدهد، مشخص میشود، و با استفاده از رابطهی (10) برای مدل سازی رفتار بخش الاستیک و رابطهی (13) برای مدل سازی رفتار بخش پلاستیک، معادلهی حاکم بر رفتار مکانیکی خاک کامل میشود [9].
ثوابت مورد نیاز در این مدل سازی با استفاده از دستگاه کشش تک محوری و دستگاه برش خاک با دقت بالا در دانشگاه شیراز اندازهگیری شدند.
4-3- خطی کردن معادلات
معادلات تعادل غيرخطي که تاکنون بيان کرديم، داراي دو نوع غيرخطواري هندسي[13] و غيرخطواري مادي[14] ميباشند. با توجه به شرايط مادي و نيرويي داده شده در اين معادلات غير خطي، بايد به منظور حل، آنها را در يک شرايط تعادلي دچار تغيير ساختار کرد تا بتوان با خطي سازي آنها و حل تکرار شونده معادلات حاصل، راهي براي يافتن پاسخ معادلهي غير خطي حاصل شود. دو رهيافت براي خطي سازي وجود دارد. رهیافت اول آن است که ابتدا معادلات تعادل تفکيک شوند و سپس با توجه به موقعيت گرهها خطي سازي انجام شود. در رهیافت دوم، ابتدا معادلات خطي شده و سپس تفکيک سازي صورت میگيرد. رهيافت دوم در زمينه مکانيک محيطهاي پيوسته مناسبتر بوده و در اين پژوهش نيز روش دوم اتخاذ شده است، گرچه در برخي موارد نميتوان با استفاده از اين روش تفکيک سازي غير استاندارد انجام داد. روش نيوتن – رافسون، متداولترين و مهمترين روش جهت خطي سازي و حل معادلات غير خطي ميباشد. خطي سازي در اين روش با انجام يک الگوريتم مشتق سويي انجام میشود [12].
4-4- رابطه اجزای محدود
با مشتق گیری سویی از معادلهی (8) در راستای خطوط واصل گرههای هر المان از مادهی ابرالاستیک آج، معادلهی اجزای محدود آن به دست میآید که در رابطهی زیر نشان داده شده است:
(20)
(xk) مختصات فعلی گرههای آج تایر است که (k) بار تحت الگوريتم نيوتن - رافسون اصلاح شده است. با تعیین مقدار جابجایی (u) در رابطهی فوق، مقدار (xk+1) نیز به صورت (xk+1 = xk+u) تعیین میشود. (F و T) به ترتيب نيروهاي معادل بيروني و دروني وارد بر آج در موقعيت جاري گرهها میباشند.
درایههای ماتریس سختی [K] به صورت زیر تعیین میشود:
(21)
در این روابط، (a,b) شمارهی دو گره مجاور در المان آج میباشد، (Ni)ها توابع شکل، (A(e)) مساحت المان (e)، ( ) دو بردار مبنای عمود بر هم در المان اصلي[15]، ( ) مرز المان اصلی که بردار میباشد، ( ) تانسور متشکله متقارن شده[16]، ( ) تنش کوشي، ( ) تابع درون یابی بر روی سطح المان و (P) فشار هیدرواستاتیک ميباشند. ماتریس سختی کل که در رابطهی (21) نشان داده شده است، از سه بخش تشکیل شده که به ترتیب مؤلفهی متشکله، مؤلفهی تنش اولیه و مؤلفهی نیروی خارجی نامیده میشوند.
برای حل باید معادلهی خطی شدهی (20) یا (21) به ازای (x0) فرضی حل شود و سپس (x1، x2،...) به دست آورده شده و مقادیر (F,R) اصلاح شوند. این عملیات تا زمانی ادامه پیدا میکند که مقدار تعیین شدهی مجاز از مقدار بزرگتر شود.
رابطهی اجزای محدود خاک نیز دارای رابطهای مشابه میباشد ولی مهمترین تفاوت در خاک، وجود دو معادلهی متشکه در خاک است که رفتار کلی خاک از مجموع نتایج حل این دو معادله تعیین میشود [12]. برای تعیین رابطهی اجزای محدود برای خاک ابتدا باید وضعیت الاستیک یا پلاستیک خاک تعیین شود که این کار از طریق محاسبهی تنش تسلیم (sy) در هر گام افزایش بار و با استفاده از معادلهی (17) در هر المان تعیین میشود.
تنشهای ایجاد شدهی درون خاک نیز بر اساس كرنش آزمون (etr) محاسبه ميشود. كرنش آزمون تفاضل بين كرنش پلاستيك در نمو قبلي و كرنش كل ميباشد:
(22)
تنش آزمون نیز به صورت زیر تعیین میشود:
(23)
که در آن ماتریس تنش-کرنش خاک میباشد.
تنش معادل (se) نیز از رابطهی (15) محاسبه ميشود. در صورتي كه (se) كمتر از (sy) باشد، خاک الاستيك است و نمو كرنش پلاستيك صفر است. اما در صورتی که از تنش تسليم فراتر رود، خاک وارد مرحلهی پلاستیک شده و نمو کرنش پلاستیک از رابطهی زیر تعیین میشود:
(24)
که در آن ضريب پلاستيك (l) توسط فرآيند تكرارشونده نيوتن- رافسون از رابطهی زیر تعیین میشود:
(25)
با تعیین نمو کرنش پلاستیک، مقدار اصلاح شدهی كرنش پلاستيك نیز با استفاده از رابطهی زیر حاصل ميشود:
(26)
كرنش الاستيك نیز با استفاده از رابطهی زیر محاسبه میشود:
(27)
اکنون بردار تنش نيز قابل محاسبه است:
(28)
براي قانون جريان پلاستيك غير مرتبط، ماتريس تنش كرنش الاستوپلاستيك غير متقارن خواهد بود. براي متقارن نمودن ماتريس در روش دراکر- پراگر، اين ماتريس براي قانون جريان مرتبط، يك بار حساب ميشود. بار ديگر در حالت قانون جريان غير مرتبط نيز حساب شده و سپس دو ماتريس به دست آمده ميانگينگيري ميشود [9].
5- نتایج آزمایشهای عملی
آزمایشهای تایر در دستگاه آزمونگر تک چرخ واقع در دانشگاه شیراز انجام شد. در این پژوهش، دو تایر بدون آج رادیال و بایاس مورد بررسی قرار گرفت که مشخصات آنها در جدول 1 آورده شده است. نتایج این آزمایشها با مقادیر حاصل از شبیه سازی به روش اجزای محدود مقایسه شدند. به منظور مقایسهی بهتر رفتار دو تایر راديال و باياس، ابعاد و وزن آنها تقریباً یکسان در نظر گرفته شد.
جدول 1- مشخصات تايرهای رادیال و بایاس
|
نوع تاير |
شماره تاير |
شرکت سازنده |
قطر خارجي |
قطر رينگ |
پهناي ماکزيمم |
پهناي رد چرخ |
وزن تاير و رينگ |
|
راديال |
165 R 13 |
دنا |
mm 583 |
13 اينچ |
mm 165 |
mm 135 |
Kg 12 |
|
باياس |
5.60 - 13 |
دنا |
mm 577 |
13 اينچ |
mm 142 |
mm 103 |
Kg 12 |
بار عمودی 130 کیلوگرم و کشش خالص 300 نیوتن بر روی هر دو تایر اعمال شدند. با توجه به اینکه دستگاه آزمونگر تایر در ابتدا از حالت سکون شروع به کار میکرد، حسگرهای دستگاه شرایط ناپایدار و شتابدار ابتدای مسیر را نیز اندازهگیری کردند، ولی به تدریج منحنیها به شرایط نسبتاً پایداری میل کردند که مقادیر آنها در شکلهای 4 تا 7 نشان داده شده است.
در زمان شروع آزمایش، تایر توسط یک الکتروموتور شروع به چرخش کرد ولی همچنان حرکت انتقالی تایر که بر روی یک شاسی سنگین قرار داشت، مقدار ناچیزی بود از اینرو درصد لغزش تایرهای رادیال و بایاس در ابتدای مسیر حرکت از مقدار 100 اندازهگیری شده است و نهایتاً به مقدار متوسط 5/5 درصد میل کرد (شکل 4). همچنین تـایر در ابتداي مسير حرکت، علاوه بر تولید نیروی کشش خالص باید نیروی دالامبر که حاصل از شتاب دستگاه میبود را نیز فراهم میکرد از اینرو نیروی کشش ناخالص که توسط دو تایر تولید میشد در ابتدای مسیر زیاد بود. این نیروها برای تایرهای رادیال و بایاس به ترتیب در شکلهای 5 و 6 نشان داده شده است.
شکل 4- درصد لغزش تايرهای راديال و بایاس از زمان شروع حرکت تا انتهاي مسير
شکل 5- نمودار نيروهاي وارد بر تاير راديال از زمان شروع حرکت تا انتهاي مسير
شکل 6- نمودار نيروهاي وارد بر تاير باياس از زمان شروع حرکت تا انتهاي مسير
شکل 7- نمودار بازده کشش تايرهاي راديال و باياس از زمان شروع حرکت تا انتهاي مسير
نيروي مقاوم غلتشي در آزمايش تاير راديال مقدار کمتري نسبت به باياس نشان دادند. با توجه به اينکه نيروي کشش خالص براي هر دو تاير برابر بود، نيروي کشش ناخالص توليد شده در تاير راديال مقدار بيشتري به دست آمد که دلیل آن وجود مقاومت غلتشی بالاتر در تایر بایاس میباشد. بازده کششي که با استفاده از محاسبهی لغزش و نيرو تعيين شد، براي دو تاير راديال و باياس در شکل 7 نشان داده شده است. در ابتداي مسير که نيرو و لغزش بيشتري وجود داشت، مقدار بازده کششی کمتري به دست آمد. دلیل این مسئله، وجود لغزش بسيار بالا بود و بازده کشش در لغزش بالا، مقداری پايين میباشد. در ادامه حرکت نیز با وجود اینکه نيروي کشش خالص کاهش يافت، ولي درصد لغزش کاهش بيشتري داشت که این موجب شد تا بازده کشش افزايش يابد. بازده کشش براي مسافتهاي بالاي 50 سانتي متر به طور متوسط در تاير راديال 12/71 و در تاير باياس 02/68 درصد مشاهده شدند.
6- نتایج تحلیل عددی
مدل عددی برهمکنش تایر و خاک قادر به محاسبهی نیروهای کنش و واکنش بین دو سطح تماس تایر و خاک میباشد. به طور کلي، سه نوع نيرو به تاير اعمال ميشود. بزرگترين آنها نيروي کشش ناخالص است که باعث حرکت تاير به سمت جلو ميشود. نيروي مقاوم غلتشي و نيروي کشش خالص نيز در خلاف جهت حرکت تاير به آن اعمال ميشوند که مجموع آنها با نيروي کشش ناخالص برابري ميکند. نيروها با حل غیرخطی رابطهی اجزای محدود برهمکنش تایر و خاک به ازای یک مقدار مشخص لغزش تعيين شدند. پاسخ این برهمکنش با نتایج آزمایش دستگاه آزمونگر تک چرخ مقایسه شد. در محاسبات عددی نیز به منظور مقایسه با نتایج عملی، مقدار لغزش برابر با شرایط آزمایشگاهی منظور شد و نتایج در شکلهای 8، 9 و 10 نشان داده شده است. در شکل 8، منحنی شبیه سازیشدهی نیروهای وارد بر تایر رادیال نشان داده شده است. تغییر خواص مکانیکی المانهای خاک در زیر تایر باعث شد که منحنیهای شبیه سازی تا حدی ناهموار شوند. این ناهمواری در ابتدای برهمکنش تایر و خاک بیشتر اتفاق افتاد.
در ابتدای شبیه سازی مقادیر نیروهای به دست آمده کمتر از حد انتظار بود ولی با طی شدن مسافتی معادل با مقدار شعاع چرخ، مقادیر حاصل به تعادل و پایداری قابل قبول دست یافتند. ناپایداری و خطا در ابتدای منحنیهای شبیه سازی به دلیل عدم تحقق شرایط مرزی متعادل در ابتدای کار بود. همچنین یکنواخت شدن مرز تسلیم در انتهای مسیر باعث یکنواختی بیشتر منحنیها شد.
در شکل 9 نیز منحنی شبیه سازیشدهی نیروهای وارد بر تایر بایاس نشان داده شده است. در مسافتهای بالای 25 سانتی متر، نیروی کشش ناخالص در تایر بایاس اندکی بیشتر از تایر رادیال است. همچنین نیروی مقاومت غلتشی متوسط در تایر بایاس حدود 1/5 درصد بیشتر به دست آمد. بازده کشش که منحنی آن در شکل 10 آورده شده است، برای تاير راديال 3/6 درصد بيشتر از تاير باياس به دست آمد. این امر به دلیل بالاتر بودن درصد لغزش تایر بایاس اتفاق افتاد.
شکل 8- نمودار نيروهاي وارد بر تاير راديال در حالت شبه استاتيک
شکل 9- نمودار نيروهاي وارد بر تاير باياس در حالت شبه استاتيک
شکل 10- نمودار بازده کشش تايرهاي راديال و باياس در حالت شبه استاتيک
نتايج شبيه سازي عددی تاير و خاک در مقايسه با نتايج آزمايشهای عملی اختلاف زيادي نداشتند. وجود همين مقدار خطا نيز از دو بخش خطاهای ناشی از شبيه سازي و اندازهگيري خارج نيست. بخش اول خطاي شبيه سازي به روش اجزاي محدود ميباشد که به دليل انجام فرض دوبعدي در مدل سازي، خطاي تفکيک سازي در روش اجزاي محدود و خطای ناشی از حل معادلات به روش اجزاي محدود، به نتايج عددی وارد شدهاند. تمام تلاشهاي صورت گرفته در اين زمينه اين بود که خطاي شبيه سازي تا حد ممکن کوچک شود ولي امکان صفر کردن این خطا غير ممکن است. خطاي ديگر که موجب اختلاف در نتايج شبيه سازي تاير و خاک با نتايج آزمايشي شد، وجود خطا در اندازهگيري ميباشد. به هرحال عدم وجود اختلاف زياد بين نتايج شبيه سازي تاير و خاک و نتايج آزمايش نشان ميدهد که در اين ميان خطاي قابل توجهي وجود نداشته است. مقادير اختلاف نتايج شبيه سازي با نتايج آزمايشي در جدول 2 آورده شده است.
جدول 2- اختلاف نتايج شبيه سازي و نتايج عملي براي تايرهاي راديال و باياس
|
|
خطاي نيروي کشش ناخالص (درصد) |
خطاي نيروي کشش خالص (درصد) |
خطاي بازده کشش (درصد) |
|
تاير راديال |
75/5 |
67/8 |
45/8 |
|
تاير باياس |
9/5 |
1/9 |
35/7 |
8- نتيجهگیری
در اين پژوهش يک مدل جدید از تاير دوبعدي ارائه شد که داراي تواناييهاي ويژه بوده و نتايج آزمايشهاي عملي نشان ميدهند که ميتوان به نتايج اين مدل سازی تا حد خوبي اطمينان کرد. به منظور انجام شبیه سازی دقیق، ضرایب مکانیکی خاک به دقت اندازهگیری شدند و شرایط آزمایشهای عملی تا حد ممکن تأثیر داده شدند. شبيه سازي یک مدل جدید برهمکنش تاير- خاک و نتایج آزمایشها نشان دادند که نیروی مقاوم غلتشی برای تایر رادیال در شرایط یکسان نسبت به تایر بایاس بر روی خاک رسی- لومی دارای مقدار کمتری بود. همچنین برای کشش خالص یکسان، درصد لغزش در تایر بایاس اندکی بیشتر از تایر رادیال بود ولی نیروی کشش ناخالص تغییر چندانی در دو تایر نداشتند. مدل شبيه سازي شدهي تاير و خاک، قادر به پيشبيني شرايط مختلف تاير و خاک نيز ميباشد، که از آن جمله ميتوان به تأثیر لغزش بر نیروهای وارد بر تايرها، اثر تغییر فشار باد بر نیروهای وارد بر تايرها و همچنین اثر نوع خاک بر نیروهای وارد بر تايرها اشاره کرد.
مراجع
[1] Cui, K. Defossez, P. and Richard, G. 2007. A new approach for modeling vertical stress distribution at the soil/tyre interface to predict the compaction of cultivated soils by using the PLAXIS code. Soil & Tillage Research, v( 95): 277–287.
[2] Bekker, M.G. 1969. Introduction to Terrain Vehicle Systems. Ann Arbor: The University of Michigan Press.
[3] Yong, R.N. and Fattah, E.A. 1976. Prediction of wheel–soil interaction and performance using the finite element method. Journal of Terramechanics, v(13): 227–240.
[4] Yong, R.N. Fattah, E.A. and Boonsinsuk, P. 1978. Analysis and prediction of tyre–soil interaction and performance using finite elements. Journal of Terramechanics, v(15): 43–63.
[5] Regli, G. Handke, A. and Bütikofer, M. 1993. Material laws as a basis for simulation models for the calculation of wheel-soil interaction examination using the finite element method. Journal of Terramechanics, v(30): 165-179.
[6] Fervers, C.W. 2004. Improved FEM simulation model for tire–soil interaction. Journal of Terramechanics, v( 41): 87–100.
[7] Wong, J.Y. 2001. Theory of Ground Vehicles. New York: John Wiley and Sons.
[8] Gillespie, T.D. 1992. Fundamental of vehicle dynamics. USA: Society of Automotive Engineering (SAE Pub.), Inc.
[9] Owen, D. and Hinton, E. 1986. Finite Element in Plasticity: Theory and Practice. Swansea: Pinerridge press.
[10] Aliabadi, M.H. and Brebbia, C.A. 1993. Computational Mechanics in Contact Mechanics. Boston: Computational Mechanics Publications.
[11] Zienkiewicz, O.C. and Taylor, R.L. 2000. The Finite Element Method: The Basis. London: Butterworth-Heinemann.
[12] Bonet, J. and Wood, R. 1997. Nonlinear Continuum Mechanics for Finite Element Analysis. Cambridge: Cambridge University Press.
1- دانشجو کارشناسی ارشد، بخش مهندسی مکانیک ماشینهای کشاورزی، دانشگاه شیراز، پست الکترونیک: mohammadmeraji@gmail.com
[4]- Bekker 3- Regli
[5]- Yong 4- Fervers
[6]- Invariant
[7]- Plastic Flow
[8]- Newton-Raphson procedure
[9]- Mooney-Rivlin model
[10]- Deviatoric
[11]- Associated Flow Rule
[12]- The Drucker-Prager model
[13]- Geometrical Nonlinearity
[14]- Material Nonlinearity
[15]- Master Element
[16]- Summarized Constitutive Tensor

